خانم نسرین فتحی وبرادرش محمد از شی پنج شنبه 30 مردادماه با وعده دادت وام فوری ودوروزه به مبلغ: 300000000 نومان به بنده نظرم راجلب کردوهمه مدارک لازم اعم از کارت ملی وشناسه نامهودوکارت بانکیوادرس خانه ودوشماره تلفن ومبلغ ده میلیون تومان ازینده گرفتوتلفن نامبرده هم پت هات بوداوشمارهکارت :6219801993968428 را بنام فرنگ کجریدر بانک سامان به من داد تا پول واریز کنم در جواب من که ایشان گیسش یه دروغ گفت: نامبرده سرمایه گذار ومدیر عانل شرکت می باشد وکارتش دست من است تا وامرا بدهم واقساطراجمع آوری کنم.درشنبه اول شهریور هم11200000 تومان ازمن با همان کارت گرفن ور دوشنهبه سوم شهریور هم 5600 یرای حق مدیریت و800000 هم برای امنیت گرفت وگفت همین امشب تا ساعتی دیگر وام را به کارت ویاشماره شیای کارت واریز میکنم.اما خلف وعده کرد وامی واریز نشد روز سه شنبه4 شهریور دوباره نوشت : باید 8000000 تومان دیگربریزیوبرادرش هم امد واز همان سیستم خواهرش پیام داد که من برادر خانم فتحی هستم واین هشت تومانرا بزن وکلک بگن ووامتراخواهرم نیم ساعته می ریزد.شب د.رسید فرستادبه رنگ سبز که زیرهردو چاپ شده بود که رسید شما چاپ شد یکی 200000000 تومان ودیگری 100000000 تومان وگفت شمهم هشترابزت من باهمراهکارت وهمراه مبایل هردوحسابم را کنترل کردم ودیدم هیچ پولی به حسابم نیامده است.موضوع را باپیام اطلاع دام .نوشت ساتنا زدم ده ساعت دیگر توی حسابت می نشیندوساعت س.نیم بامداد همان شب نوشت:وامراواریز گردم وچون شما هشت تومان را تریختی آنرابکارت خودم برگشت دادم.صبح چهار شنیه باز نوشت شش تومانهم بزنی من وامرا میریزم .رفتم شش توماترااز عابر باتک تجارت مشهد ریختم ورسیدرا ارسالکردم .نوشت چرا هشت کامل نزدی نوشتم طبق نوشتار خودشما در بالا وکپی نوشتارش رابرایش فرستادم.اصرارکردکه دوتومات دیگربیاید ازکارتیکه به نام من اسایش باشد به سیستم برود وگرنه سیستم ایراد نی گیردووامرا واریز نمیکندمنهم دو تومان را زدم وهردو رسیدرا ارسال کردم تشکرکردونوشت نیم ساعت جلسه فوری دارم بعد از جلسه وام را می ریزم اما تا پنج روز یا می نوشت دارم کار شمارا انجام میدهم یا می نوشت : سیستم خراب است هرگاه درست شد وامرا میزتم .شب یک شنبه 9 شهریور بهانه آورد ونوشت:کارت یانک صادرات شما وام راقبول نمی کند ده میلیون تومان دیگر برای گنسلی بزن وشماره کارت دی راهم بفرست تابه آن کارت بزنم من نوشتم تا حالا سه بار هردو کارترابرایت باشیای مربوطه فرستاده ام الان هم می فرستم وشماره کارت بانک مهر را هم ارسال کردم ئده میلیونراهم فردا طلا فروختم وبه همان کارت کجریکه دست او وبرادرش محمد بود واریز کردم نوشت تاساعت12 شب وام واریزمیشود ولی من با اجازه شما باید بروم بیمارستان وبرای مامانم سرم ببرم .سیستم خودش به توبت وامراواریز می کند الان یک نفر جلوی شمایت /وام واریز نشد فرداهم نوشت تعطیل است فردا سه شنبه انجام میشه .فردا سه شنبه 11 شهریور هزار قسم خوردکه مادرش مرده وبه شرکت وسیستم دسترسی ندارد وبه پول نیاز دلرد برای قبرکن وکفن ودفن ودیگر امورواز من صدبار خواهش کردکه هرج.ر شده برایش قرضکنم وبفرستم من هم تا ساعت 10 شب با 5بار درخواست او .مبلغ:ده میلیونازچند کارتکه دوتا متعلق به همسرم بود جور کردم وواریز کردم باز هم تشکر کرد.تا اینجاپولی که برابش فرستاده بودم شده بود :55200000 تومان واوفردا قبل از ظهر باز هفت میلیون تومان برای هزیته ا»بولانس درخواست کمک به عنوان قرض نمود وگلی از من تعریف کرد ومن همبرای اینه کارش لنگ نماند تلفنی ازدوستی قرض گرفتم وتاساعت 15 یرابش از باجه صادرات رضاشهر مشهد واریز کردم پیامداد دستت درد نکند خیلی مردیوقبلا موشته بود که ساعت 16 مراسم خاک سپاری مادرش انجام می شود اول شب هم نوشت مادرمانرا به خاک سپردیم وبه خانه برگشنیمومن هم به مجدد تسلیت نوشتموفردا پتج شنبه نوشت شنبه 15 شهریور وام را میریزم <انچه قرضی هم داده ای به حسابت می ریزم .اما شبجمعه حرفهایی می زد که هم ناپسند بود وهم ازیم آدم مادر مرده وعزادار بعید بنظر می رسبد .نوشتم مگر شم درگیر عزای شب اول ودوم وختم سوم وختم سر هفته نیستی که این حرفهرا میزنی؟نوشت نه ما اینهارا نداریم یعدهم گفت : شبی ده تومان باید بدهی گفتم برای چه؟ نوشت برای ک.ص خوری ناراحت شدم وپیام های آنشبرا پاک کردم واورا بلاک کردم وسه ساعت یعد در یک بامداد شبجمعه 14 شهریور سه هزار پیام مشترک بین منواووبرادرش را پاک نمود ومرا هم مسدود کرد ونا پیدا شد ودیگر پیام تداد امام فعالیت اورا درسایت وام دهی دیگری با کارت سید خدیجه علی حسینی را هر روز می بینم واز 8 آبان ماه هم سایت صیغه یابی وهمسرگزینی وازدواج حلال راه اندازی کرده با جعل هفتمهر ونشان ارگانهای دولتی مثل :تایید پلیس فتاومهر نظارت بر اماکت عمومی تهرانومهر کارشناسان دادگستریووزارت اطلاعاتوجمهوری اسلامی واتحادیه صنف مجازیوصنف رایانه ای وتوزیه شبکه ایواز سوی دیگر از 16 شهریور که تا کنون دونوبت شکایت کرده ام .قاضی اول ودوم هیچ کدام مرابرای توضیخ تخواسنه اند ودر گزارش پلیس فتا در مورخ 15 مهرماه ـمده است که کارت :6219801993968428 اقای فرنگکجری فاقد موجودی بودولی از تاریخ 26 مرداد ماخ تا 30 شهریور از همین کارت ازدستگاه پوز بصورت خریدوتوسط پایانه :98619897 که نزد شرکت مبنا کارن اسن ونعلق به امین ططری فر ساکن کوه دشت محله شهدای شاهیوند -خیابان 24 متری تازه آباد-پلاک .....بالغ بر 640000000 تومان برداشت شده است وپلیس تقاضانموده که قاضی دستور دستگیری متهمینراوورود به منزل ومخفی گاه ئجمع آوری وسایل رایانهایکه در انجام جرم دخیل بودهاندرا قاضی صادر نماید که قاضی سکوت کردهو چند روز بعد هم نوشته به متهم که صاحب کارت باشدوبمام کجری از اونام برده زنگ زده شد جواب نداد وبنابراین پرئنده نخائمهوشاکی هدایت می شود ارزراه شکایت حقوقی پول خودرا تحصیل کند اما بنده در اعتراض به این حکموشکایت جدیدکلاهبرداری وشگایت کیفرینمودم که به داداگاه کیفری 2 ارسال شده وتا حالا فقق شماره ثبت در دفتر وردیف پرونده به من اعلانشده ورفتم وگفتم سه هزارپیامی که فتحی پاک کرده من ذخیره در گوشیدارم ودوتا هم لوح فشرده شمل پیام های دوروز فتحیوخودم اجازهبدهید انهارا بیارم رویت بفرماییدکه قاضی گفت حال اینکارهارانداریم وگویا دویاره
فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بعد از پیمبر شد
مگر آن گفته های شاه خاتم رفته از گوشت که بعد ازرحلت او فاطمه از غم مکدر شد
بگفت احمد مکرر فاطمه بضعه منی چرانسبت به او پس ظلمها زامت مکررشد
همان زهرا که احمد زاحترامش گفت با امت دریده نامه ی ارثش زخصم شوم کافر شد
نخشکیده هنوز از آب غسل شاه خاتم کفن که نار ظلم در باب سرایش شعله آور شد
دل بشکسته اش اورا نبود بس در غم بابش که پهلویش شکسته آن چنان از ضربت در شد
نبود بس سینه اش را ناله های جانگداز غم که آزرده زمیخ در زاعدای ستمگر شد
نبود بس تیرگی روز در چشمش زهجر باب که نیلی آنچنان از سیلی آن رخسار انور شد
زضرب تازیانه دشمن دین بازویش راخست مصیبت دیده ای را تسلیت آنسان مقرر شد
چرا حبل جفا بر گردن حبل المتین بستند چرزا مغلوب دست روبه دون ،شیر داور شد
قضا بر بست دست شیر حق را ورنه در آندم کجاروبه ، رها از دست ضرغام غضنفر شد
ز لطف مرتضی و آل پاک اوست کاندر طوس بدوران مرثیه خوانی ، مدامی شغل (آذر) شد .
اثر طبع آذر خراسانی -به نقل از جلد اول دیوان آذر -صص-55-56 -چا پ سوم -1348 شمسی انتشارات طوس----محمد حسن اسایش
--در روستای کوچ نهارجان بیرجندوبسیاری ازروستاهای دیگراین شهرستان رسمی زیبا به نام شوخوانی(شب خوانی)که درواقع یک نوع مناجات باخدابوده است.مرسوم بوده وهنوزهم اجرا میشودوبه شرح ذیل است که برای مخاطبان وکاربران جهان بیان میگرددویکی از رسوم زیبای ماه رمضان است.هنگام سحرکه می شوداز قدیم مردم ده باصدای خروس خانه بیدارمیشده اند وچون پاس دوم را خروس می خوانده است می فهمیده اند که حالاوقت سحر خوانی یا شوخوانی یا همان مناجات سحرماه رمضان است وناگفته نماندکه علاوه بر صدای خروس ازروی مکان ستاره های آسمان مثلا دب اکبرکه به هفت دختران هم معروف است ویاا زروی جایگاه سه استارکه همان سه ستاره روشن درآسمان است پی به وقت سحر می برده اند و یا ازروی مکان ستاره ی دیگری که به ستاره سحری در نزد مردم روستامعروف است پی می برده اند که حالا وقت اذان صبح است زیرا تاحدود 60سال پیش اصلا ساعتی در روستا وجود نداشته که باساعت بیدارشوند وبه وقت سحر یا اذان صبح پی ببرند.خلاصه چون با صدای خروس بیدارمی شده اند ویا با دیدن ستاره به وقت سحرپی میبرده اند سه یاچهارنفرکه ازآواز وصدای خوبی هم بر خورداربوده اندبه پشت بام خانه ها می رفته اند ویک نفرهم که همسایه ی مسجد بوده است بربالای بام مسجدمی رفته است وهر کدام از این شوخوانان یا شب خوانان تعدادی از اشعاری راکه ذیلا درج میگردد می خوانده اند وبه عبارتی باخدا مناجات می کرده اندتاباشنیدن صدای مناجات یاهمان شوخوانی یاشب خوانی مردم روستا بیدارشوند وسحری بخورندوآماده برای نماز صبح وگرفتن روزه بشوندواما اشعاری که می خوانده اند به ترتیب ذیل شروع میشده است که در چندقسمت به سمع ونظر خوانندگان می رسد: ابتدا می کنم زبسم الله بعد از آن لا اله الا الله ازمحمد مدد همی طلبم کرمی از علی ولی الله یاالله(کلمه یا الله بعد ازهردوبیت وبه عبارت بهتربعد از هر رباعی تکرارمیشده است) 2-گوینده ی لا اله الا اللهم بردین محمد ورسول اللهم برذکر دوازده امامم شب وروز خاک قدم علی ولی اللهم یا الله 3-یارب برسالت رسول ثقلین یارب به غزاکننده ی بدروحنین عصیان مرا دونیمه کندرعرصات نیمی به حسن ببخش ونیمی به حسین یاالله 4-یارب به محمدکه علی یاور ماست ختم همه انبیا پیغمبرماست ازگرمی آفتاب محشر غم نیست تا سایه ی مرتضی علی بر سرماست یا الله 5-یارب تو مرا غلام حیدر گردان گرراه غلط کنم مرا برگردان گرتشنه شوم دراین بیابان نجف سیرآب مرازحوض کوثر گردان یا الله 6-یارب به محمدوعلی وزهرا یارب به حسین وحسن وآل عبا کز لطف بر آر حاجتم در دوسرا بی منت خلق یاعلی الاعلی یاالله 7-الله تویی ازدلم آگاه تویی گمراه منم برنده ی راه تویی هر مورچه ای که دم زند درته چاه ازدم زدن مورچه آگاه تویی یا الله 8-یارب برسان توحضرت صاحب را فرزند علی بن ابیطالب را کزدوری او همیشه درفریادم مانندسگی که گم کندصاحب را - یا الله 9-یارب زکرم دری برویم بگشا راهی که دراو نجات باشد بنما مستغنیم از هردو جهان کن بکرم جز یادتو هر چه هست بر از دل ما- یا الله 10-یارب مکن ازلطف پریشان مارا هرچندکه هست جرم وعصیان مارا ذات تو غنی بوده وما محتاجیم محتاج به غیرخود مگردان مارا -یاالله 11-بازا بازا هرآنچه هستی بازآ گرکافروگبر وبت پرستی باز آ این درگه ما درگه نومیدی نیست صد باراگرتوبه شکستی بازآ - یاالله 12- ای ذات وصفات تو مبرا زعیوب یک نام زاسماء توعلام غیوب رحم آرکه عمروطاقتم رفت بباد نه نوح بود نام مرا ، نه ایوب - یاالله 13-از بارگنه شدتن مسکینم پست یارب چه شوداگرمرا گیری دست گردرعملم آنچه تراشاید نیست اندر کرمت آنچه مرا باید هست - یاالله 14-عصیان خلایق ار چه صحرا صحراست در پیش عنایت تو یک برگ گیاست هرچند گناه ماست کشتی کشتی غم نیست که رحمت تو دریا دریاست. یاالله 15-یارب به علی بن ابیطالب وآل آن شیر خداوبر جهان جل جلال کاندرسه مکان رسی به فریاد همه اندردم نزع ومرگ وهنگام سوال.- یا الله* *- این اشعارشوخوانی یاشب خوانی -ادامه داردکه دنبالهِ آ نرا درفرصتی دیگروبزودی تقدیم کاربران خواهم نمود.منظر باشید.محمد حسن آسایش----
مناجات سحریا شوخوانی در روستای کوچ نهارجان -قسمت سوم :
---34-یارب تو چنان کن که پریشان نشوم محتاج برادران وخویشان نشوم----
بی منت خلق خود مرا روزی ده تا از درتو بر در ایشان نشوم. یا الله
35-یارب زقناعتم توانگر گردان وز نور یقین دلم منور گردان
روزی من سوخته ی سرگردان بی منت مخلوق میسر گردان. یاالله
36-یارب ز دو کون بی نیازم گردان وز افسرفقر سر فرازم گردان
در راه طلب محرم رازم گردان زان ره که نه سوی توست بازم گردان. یا الله
37-یارب زکمال لطف خاصم گردان واقف به حقایق خواصم گردان
از عقل جفاکار، دل افگار شدم دیوانه ی خود کن وخلاصم گردان . یا الله
38-برگوش دلم زغیب آواز رسان مرغ دل خسته رابه پرواز رسان
یارب که به دوستی مردان رهت این گمشده ی مرا به من باز رسان. یا الله
39-یارب تو مرا ،به یار دمساز رسان آوازه ی دردم به همآواز رسان
آنکس که من از فراق او غمگینم اورا به من ومرا به اوباز رسان. یا الله
40-ای خالق ذوالجلال وای بارخدای تا چند روم در بدر وجای به جای
یا خانه ی امید مرا ،در بربند یا قفل مهمات مرا در بگشای. یا الله
41-یارب نظری برمن سر گردان کن لطفی به من دل شده ی حیران کن
با من مکن آنچه من سزای آنم آنچ ازکرم ولطف توزیبد آن کن. یاالله
42-یارب یارب کریمی وغفاری! رحمان ورحیم وراحم وستاری
خواهم که به رحمت خداوندی خویش این بنده ی شرمنده فرو نگذاری. یا ا لله*
*-اشعار فوق که درسه قسمت تقدیم کاربران عزیز شد هر شب سحرگاهان یاهنگام سحر تعدادی ازاین ابیات توسط شوخوانان یامناجات خوانان در پشت بام مسجد ویاچندبام بلند روستا خوانده میشد وسینه به سینه ونسل به نسل آنرا ازبزرگان یاد گرفته بودندوحفظکرده بودند .وبه نسل بعدیاد می دادند تا درهرسحر ماه رمضان جهت بیدار کردن مردم خوانده شود وهیچ کس هم نمی دانست که این اشعاراز چه کسی است ومیگفتند ازقدیم بزرگان آن را میخوانده اند ودیگران وجوانان آن را از قدیمی تر ها یاد میگرفته اند.اما بنده بعد ازمطالعت زیاد وجسجوی فراوان تعدادی از این ابیات را در رباعیات ابوسعید ابی الخیریافتم وتعداد کمتری راهم در میان رباعیات خواجه عبدالله انصاری مشاهده کردم.با آرزوی سعادت برای همه ی روزه داران.محمد حسن اسایش----
----باسمه تعالی -------
-----مراسم نیمه رمضانی در روستای کوچ نهارجان بیرجند--------------
یکی از مراسم زیبایی که درماه رمضان درروستای کوچ نهارجان وبسیار ی از روستاهای دیگر شهرستان بیرجند انجام می گیرد .مراسم نیمه رمضانی است به شرح ذیل انجام میگیردوحال وهوایی دارد که تما م جوانان ونوجوانان وحتی افرا د سی تا چهل ساله هم در آن شرکت میکنند .وبه شرح زیراست .ابتدا درشب میلاد امام حسن مجتبی که نیمه ماه رمضان است ساعتی که از غروب می گذرد وهمه افراد شام را صرف کرده اند .جوانان در میدان روستا جمع میشوند وچند صلوات میفرستند تا دیگر جوانان هم به آنهابپیوندندووقتی جمعیت زیاد شد ازیک سمت ده ویا از بالای روستا شروع می کنند ودر در ب هر منزل اشعاری را میخوانند ودر پایان صاحب خانه مواد خوراکی مثل گردو یا بادام یا شکلات یا نخود وکشمش ویا مواد خوراکی دیگر واگراین مواددر خانه نبود مبلغی پول به جوانان هدیه می دهند ودر آخرسر که همه ی منازل به پایان رسید وکیسه ها در دست ا نباردار پرشد آنرا بین افراد تقسیم می کنند البته اگر چند جوان زیرک آن را نربایند ودیگران را قال نگذارندکه اگر هم این کار را انجام دهند از باب شوخی است ومی خواهند شادی ونشاط بیشتری به جوانان دست دهدوآن شب را خوش باشند وشادی کنند.اما نحوه ی انجام مراسم چنین است:یک نفر بزرگتر که آشنا به مراسم ومسلط بر آن است به تنهایی شروع به نام بردن اسم صاحب خانه می کند و مثلا می گوید :حاجی غلامحسین رابلند کنید.همه افراد همصدا جواب می دهند :آمین وبازهمان فرد سردسته ادامه می دهد:بارنگ سرخ .همه باز می گویند :آمین.با مشت پر.آمین واو ادامه می دهد: بازن وبچه .همه می گویند:آمین .بااشتر کجاوه .آمین.برسانید به حج وکربلا .همه می گویند : آمین.چون به پایان دعای اولیه رسیدند همه ی افراد هماهنگ شروع به خواندن اشعار ذیل ذیل میکنند :رمضان آمدآمد رمضان رمضان آمد با سیصد سوار چوب برداشته که یا روزه بدار -روزه میدارم لاغر میشوم -گر نمی دارم کافر می شوم حق یامحمدمحمد یا علی حق یامحمد -حسین بن علی حق یامحمد .2-آندم که سر حسین ره بر نیزه زدندحق یامحمد مرغان هوا به چهارطرف خیمه زدند حق یامحمد .مرغان هوا وماهیان در یاحق یامحمد از بهر حسین چوسنگ برسینه زدند حق یامحمد محمدیا علی حق یامحمد .حسین بن علی حق یا محمد .3-
سرسنگ آجین سنگ افتیده هل علی میرزا به جنگ افتیده حق یامحمد .هل علی میرزا کو لشکر توحق یامحمد.کفتران خیمه زده بر سر تو حق یامحمد محمدیا علی حق یامحمد حسین بن علی حق یامحمد .
4-این سرا از کیست روبر باده حق یامحمد یک پسر دارند نودوماده حق یامحمد .این سرا از کیست روبر روزه حق یامحمد .یک دختردارند او گلدوزه حق یامحمد محمد یا علی حق یا محمد حسین بن علی حق یامحمد.
5این سرا از کیست روبرقبرستان پدرم گفته برو خرما بستان .این سرا از کیست دهلونه دراز ما طمع داریم بشقاب پیاز حق یامحمد. محمد یا علی حق یامحمد.حسین بن علی حق یامحمد .6-این سرااز کیست خش خش میایه(می آید) .طبق نقره وکشمش مییایه (می آید) .این سرا از کیست حوضی کنده اند دشمنان اینار(اینهارا) بوج کنده اند
حق یا محمد محمد یا علی حق یا محمد .حسین بن علی حق یا محمد .در این جاخواندن اشعار در درب منزل اول به پایان می رسد .صاحب خانه هر چه در خانه داشته باشد روی سینی آماده کرده وبه انبار دارگروه یا سر دسته ی گروه تقدیم وهدیه می کند وگروه روانه ی منزل بعدی میگرددتا همین مراسم را بر درب منازل همه اهل روستاتکرار کنند وهدیه شان را بگیرند ودرآخر سرهم بین افراد عادلانه تقسیم کنند وشب به پایان رسد.البته گاهی بعضی افراد ازباب شوخی وسرگرمی در آخرکار کیسه حاوی مواد خوراکی را درمی ربایندوفرار می کنند ودقایقی دیگران دنبال آنها می گردند تاربایندگان را پیدا کنند ووقتی آنها را پیدا کردند موادرا با خنده وشادی ونشاط بیشتری بین افراد تقسیم می شود ومراسم بپایان میرسد وهمگی به خانه هایشان با شور وشادی وشعف باز می گردند تابرای سحری دیگر آماده شوند .این شرح مختصر مراسم نیمه رمضانی بود در روستای کوچ نهارجان بیرجند .محمد حسن اسایش..-----
مناجات سحریا شوخوانی در روستای کوچ نهارجان -قسمت سوم :
---34-یارب تو چنان کن که پریشان نشوم محتاج برادران وخویشان نشوم
بی منت خلق خود مرا روزی ده تا از درتو بر در ایشان نشوم. یا الله
35-یارب زقناعتم توانگر گردان وز نور یقین دلم منور گردان
روزی من سوخته ی سرگردان بی منت مخلوق میسر گردان. یاالله
36-یارب ز دو کون بی نیازم گردان وز افسرفقر سر فرازم گردان
در راه طلب محرم رازم گردان زان ره که نه سوی توست بازم گردان. یا الله
37-یارب زکمال لطف خاصم گردان واقف به حقایق خواصم گردان
از عقل جفاکار، دل افگار شدم دیوانه ی خود کن وخلاصم گردان . یا الله
38-برگوش دلم زغیب آواز رسان مرغ دل خسته رابه پرواز رسان
یارب که به دوستی مردان رهت این گمشده ی مرا به من باز رسان. یا الله
39-یارب تو مرا ،به یار دمساز رسان آوازه ی دردم به همآواز رسان
آنکس که من از فراق او غمگینم اورا به من ومرا به اوباز رسان. یا الله
40-ای خالق ذوالجلال وای بارخدای تا چند روم در بدر وجای به جای
یا خانه ی امید مرا ،در بربند یا قفل مهمات مرا در بگشای. یا الله
41-یارب نظری برمن سر گردان کن لطفی به من دل شده ی حیران کن
با من مکن آنچه من سزای آنم آنچ ازکرم ولطف توزیبد آن کن. یاالله
42-یارب یارب کریمی وغفاری! رحمان ورحیم وراحم وستاری
خواهم که به رحمت خداوندی خویش این بنده ی شرمنده فرو نگذاری. یا ا لله*
*-اشعار فوق که درسه قسمت تقدیم کاربران عزیز شد هر شب سحرگاهان یاهنگام سحر تعدادی ازاین ابیات توسط شوخوانان یامناجات خوانان در پشت بام مسجد ویاچندبام بلند روستا خوانده میشد وسینه به سینه ونسل به نسل آنرا ازبزرگان یاد گرفته بودندوحفظکرده بودند .وبه نسل بعدیاد می دادند تا درهرسحر ماه رمضان جهت بیدار کردن مردم خوانده شود وهیچ کس هم نمی دانست که این اشعاراز چه کسی است ومیگفتند ازقدیم بزرگان آن را میخوانده اند ودیگران وجوانان آن را از قدیمی تر ها یاد میگرفته اند.اما بنده بعد ازمطالعت زیاد وجسجوی فراوان تعدادی از این ابیات را در رباعیات ابوسعید ابی الخیریافتم وتعداد کمتری راهم در میان رباعیات خواجه عبدالله انصاری مشاهده کردم.با آرزوی سعادت برای همه ی روزه داران.محمد حسن اسایش----
----باسمه تعالی -------
-----مراسم نیمه رمضانی در روستای کوچ نهارجان بیرجند--------------
یکی از مراسم زیبایی که درماه رمضان درروستای کوچ نهارجان وبسیار ی از روستاهای دیگر شهرستان بیرجند انجام می گیرد .مراسم نیمه رمضانی است به شرح ذیل انجام میگیردوحال وهوایی دارد که تما م جوانان ونوجوانان وحتی افرا د سی تا چهل ساله هم در آن شرکت میکنند .وبه شرح زیراست .ابتدا درشب میلاد امام حسن مجتبی که نیمه ماه رمضان است ساعتی که از غروب می گذرد وهمه افراد شام را صرف کرده اند .جوانان در میدان روستا جمع میشوند وچند صلوات میفرستند تا دیگر جوانان هم به آنهابپیوندندووقتی جمعیت زیاد شد ازیک سمت ده ویا از بالای روستا شروع می کنند ودر در ب هر منزل اشعاری را میخوانند ودر پایان صاحب خانه مواد خوراکی مثل گردو یا بادام یا شکلات یا نخود وکشمش ویا مواد خوراکی دیگر واگراین مواددر خانه نبود مبلغی پول به جوانان هدیه می دهند ودر آخرسر که همه ی منازل به پایان رسید وکیسه ها در دست ا نباردار پرشد آنرا بین افراد تقسیم می کنند البته اگر چند جوان زیرک آن را نربایند ودیگران را قال نگذارندکه اگر هم این کار را انجام دهند از باب شوخی است ومی خواهند شادی ونشاط بیشتری به جوانان دست دهدوآن شب را خوش باشند وشادی کنند.اما نحوه ی انجام مراسم چنین است:یک نفر بزرگتر که آشنا به مراسم ومسلط بر آن است به تنهایی شروع به نام بردن اسم صاحب خانه می کند و مثلا می گوید :حاجی غلامحسین رابلند کنید.همه افراد همصدا جواب می دهند :آمین وبازهمان فرد سردسته ادامه می دهد:بارنگ سرخ .همه باز می گویند :آمین.با مشت پر.آمین واو ادامه می دهد: بازن وبچه .همه می گویند:آمین .بااشتر کجاوه .آمین.برسانید به حج وکربلا .همه می گویند : آمین.چون به پایان دعای اولیه رسیدند همه ی افراد هماهنگ شروع به خواندن اشعار ذیل ذیل میکنند :رمضان آمدآمد رمضان رمضان آمد با سیصد سوار چوب برداشته که یا روزه بدار -روزه میدارم لاغر میشوم -گر نمی دارم کافر می شوم حق یامحمدمحمد یا علی حق یامحمد -حسین بن علی حق یامحمد .2-آندم که سر حسین ره بر نیزه زدندحق یامحمد مرغان هوا به چهارطرف خیمه زدند حق یامحمد .مرغان هوا وماهیان در یاحق یامحمد از بهر حسین چوسنگ برسینه زدند حق یامحمد محمدیا علی حق یامحمد .حسین بن علی حق یا محمد .3-
سرسنگ آجین سنگ افتیده هل علی میرزا به جنگ افتیده حق یامحمد .هل علی میرزا کو لشکر توحق یامحمد.کفتران خیمه زده بر سر تو حق یامحمد محمدیا علی حق یامحمد حسین بن علی حق یامحمد .
4-این سرا از کیست روبر باده حق یامحمد یک پسر دارند نودوماده حق یامحمد .این سرا از کیست روبر روزه حق یامحمد .یک دختردارند او گلدوزه حق یامحمد محمد یا علی حق یا محمد حسین بن علی حق یامحمد.
5این سرا از کیست روبرقبرستان پدرم گفته برو خرما بستان .این سرا از کیست دهلونه دراز ما طمع داریم بشقاب پیاز حق یامحمد. محمد یا علی حق یامحمد.حسین بن علی حق یامحمد .6-این سرااز کیست خش خش میایه(می آید) .طبق نقره وکشمش مییایه (می آید) .این سرا از کیست حوضی کنده اند دشمنان اینار(اینهارا) بوج کنده اند
حق یا محمد محمد یا علی حق یا محمد .حسین بن علی حق یا محمد .در این جاخواندن اشعار در درب منزل اول به پایان می رسد .صاحب خانه هر چه در خانه داشته باشد روی سینی آماده کرده وبه انبار دارگروه یا سر دسته ی گروه تقدیم وهدیه می کند وگروه روانه ی منزل بعدی میگرددتا همین مراسم را بر درب منازل همه اهل روستاتکرار کنند وهدیه شان را بگیرند ودرآخر سرهم بین افراد عادلانه تقسیم کنند وشب به پایان رسد.البته گاهی بعضی افراد ازباب شوخی وسرگرمی در آخرکار کیسه حاوی مواد خوراکی را درمی ربایندوفرار می کنند ودقایقی دیگران دنبال آنها می گردند تاربایندگان را پیدا کنند ووقتی آنها را پیدا کردند موادرا با خنده وشادی ونشاط بیشتری بین افراد تقسیم می شود ومراسم بپایان میرسد وهمگی به خانه هایشان با شور وشادی وشعف باز می گردند تابرای سحری دیگر آماده شوند .این شرح مختصر مراسم نیمه رمضانی بود در روستای کوچ نهارجان بیرجند .محمد حسن اسایش..
اگر کسانی بودند که با این دروغ افکنی ها مبارزه کنندونگذارنددروغ جای راستی ودرستی را پر کند که ما هزاران موسسه ویانک وشرکت وام دهی قلابی نداشتیم که خون مردم را بمکنندوپول مردم را بخورندوشکایت هم به هیجایی نرسد وقاضی هم بی خیال همه کلاه برداری باشد وحتی از محتوای پرونده نام متهمین را فراموشکند وبه جای چهار نفر متهم تنها کسی را منهم بنامدکه پول به کارت اواریز شده ومتهمین اصلیرا درحکم خود از قلم بیندازداخیران خواهر وبرادریکه خودرا مدیر موسسه وام دهی آسان می نامیدندوادعاداشتند وام بدون ضامنو می دهندآنهم باسود چهاردرصدوبه مدت 5 تا 12 سال درشی 30 مرداد به بنده پیام دادترکه حالا وارد شوید بعد اسم وفامیلودوشماره همراه وآدرسمحل سکونت وحتی کد پستیوکپیکارت ملی وکارت دوبانکومدارک دیگر گرفتند وچند دقیه بعد هم پیام دادند : مدارک ثبت وام شما کامل شدوحالا ده تومان برای پیش پرداخت بهشمارهکارت :6219861993968428 واریز کنید وقتی عمل انتقال را انجام می دادم متوجه شدم کارت در بانک سامان بنام فرنگ کجری است وقتی با پیام سوال کردم در پاسخ نوشتند: ایشان سرمایه گذارومدیر عامل موسسه هستند وکارت در اختای من(نسرین فتحی )است که امورواومواریزیودریافت مبالغ را از مشتری به عهدهدارم وبرادر ایشان بنام محمد فتحی هم درفرستادن پیاموترغیب من به واریز میالغ به کارت فوق دخالت داشت وبارها پیام داد : این هشت اومان رابزن من برادر خانم فتحی هستم واریز کن ونیمه ساغته وامتراخواهرم میریزد.قرارشد غروی شنیه اول شهریور سیصد میلیون تومانبرای من وام واریز شودبا بهانه های مختلف از جمله شرکت در مجالس مرگ خاله شن در هفته اول وگرفتاری فوت مادرشان در هفته دوم واریز وام را به تاخیر انداختندوهرشب هم یاده تومان یا هشت تومان ویا 5600ویا 3500ویا2100وامثال این مبالغ را درخواست میکردن ئحتی به بهانه کنسلی کارت چون وام را نمی پذیرد ده میلیون درخواستکردند ومحمد فتحی چند بارزیر اسم خواهرش پیام داد که اقا چراسخت می گیری این ده را بزن کلک بکن ووام رارابگیر تا خودت راحت بشی.خلاصه با این حقههاونرفندها 62200000 تومانازمن جدا کردند آنهم به امید اینکه اینها سیصد میلیون تومان وام خواهنددادو17000000 تومان آخر را با عنوان قرضوکمک به آنهبرایهزینه های قبرکن ودفن کفن ومهزینه آمبولانس با هزار خواهشوالتماس مراوادارکردتد که قرضکنم وپول رابرایشان واریزکنم که بتوانند مراسم خاک سپاری مادرشان را انجام بدهتدوخیلیهم تشکرکردندونوشتند: دمت گرم خیلی مردی<فردای دفن مادرمان جبران می کنیم وبرمیگردانیم همراه وام امادوروز بعد مرگ مادرشان سه هزار پیام مشترک را پاک کردندومراهم بلاک کردند وناپیدا شدندومن در 16 شهریور شکایت وناکنون دوتا قاضی حاضر نشده اند حرفهای مرا بشنوند ویا سه هزار پیام ودوعدد لوح فشرده شامل نعدادی ازپیام های متقلبانه این خواهر وبرادر راببینندوومالک کارتوقتی پلیس به سراغ کارتش رفته است دیدهکه هیچ موجودی نداردولی از 26 مرداد تا 30 شهریور ازکارت اوتوسط پایانه که نزد شرکت مبناکارت آریاست وتوسط امین ططری فربالغبر 640000000 تومان در قبال خرید برداشت شده است.اقای کجریهم همهچیز را انکار می کند ومی گوید : نچرخ پیداش نمب کنی وبه من هم زنگ مزن که بد می بینی.حالقاضی ول نوشته پروده مختومه شدوشاکیهدایت میشود از طریق شکایت حقوقی مال خودرا تحصیل کند.بنگرید چگونه صدوهزاران شرکت وام دهی اسان باکپی پروانه زهره باقریو یا لیلا باقریویاگپی پروانهکسب پرستو شعبانیدارند جیبمردم را خالی می کنند وهمینها درکنار موسسه وام دهی آسان وفوری وسایت صیغه یابیوازدواج هلال هم با جعل مهرونشان 7 ارگان انتظامی راه اندازی کرده اند <انجاهم دارند سر مردم شیره می مالندوبه پول شویی مشغولند وهیج کس هم نیستکه با اینها برخوردکندوجلوی کارهای دزدانه ومتقلبانه آنهارابگیرد
سلام.اخیرا یک خواهر وبرادرکه مدعی بودند وام فوری وبدون ضامن دوزه باسود 4 درصد به مشتریانبه مدت 5تا 12 سالمیدهتد ودرشب 30 مرداد با بنده ارتباط بر قرارکردند وهمه مدارک لازم اعم ازدوکارت دوبانک وشماره شیای مربوطه وارت ملیو آدرس کامل خانه ومحل سکونت راازمن گرفتند وده میلیون تومان هم گفتند به کارت :-بنام فرنگ کجری دربانک سامان-واریزکن که من ده تومانرا در لحظه واریزکردم ووقتی پرسیدم این کارت بنام شما نیست خانم فتحی که با همکاری برادرش محمد پشت سیستم پیام میداد گفت ایشان -سرمایه گذار شرکت ومدیرکل موسسه هستندوقرار شد درشنبه اول شهریور به من -مبلغ سیصد میلیون تومان-وام بدهن6219861993968428د-خلاصه این دونفرکه خواهروبرادر باهم پیام می فرستادندوسه هزار پیام آنها در گوشی من در چند جا ذخیره شده است درطول 12 روزودر 7 روز تا12 شهریور مبلغ:62200000-تومان با ترفندهای مخلف در 18 تراکنش ازمن ول با کارت فوق گرفتند که 17000000-تومان آخرا به عنوان قرض برای هزینه قبرکن وکفنودفن مادرشان در 11و12شهریوریعنی سه شنبه وچهار شنه با هزار خواهشوالتماس به اصطلاح قرضیگرفتندکه مثلا آبروی آنها درخطراستوکارشان گیرداره وفردای بعد ازدفن مادرشان باسیصدمیلیونوام به من برمیگردانندوالبه 45200000تومان قبلی را درشب سی ام مردادوشنبه اول شهریورودوشنه سوم شهریوروچهارشنبه 5 شهریورگرفته بودندکه تا اینجاشده بو35200000 تومان وده میلیون هم درشب 9 شهریور به عنوان کنسلی گرفتندوبهانه گردند که کارت صادرات شما وام قبول نمیکندوبایدبه کارت بانک دی وام رابریزیم ودرنتیجه ده میلیون تومان شمابایدبابت کنسلی پرداخت کنیدوبنده10000000:تومانرا واریزکرده که بابت وام شد:چهل وپنج میلیونودویست هزارتومانوبا هفده میلیونی که برای کارهای مربوط به خاکسپاری مادرشان گرفتندتا عصر12 شهریورشد62200000:غروب 12 شهریورهمپیام دادند مادرمانرا بخاک سپردیم ومنآن شب برای مادرشان نماز شب اول قبرخواندم ووقتی شب پیام دادند از من تشکرکردن وقبلاهم که هفت میلیون آخر رابرای هزینه آمبولانس یرای شتواریزکردم هم ضمن تشکر نوشتند : دمت گرم خیلی مردی اماشب دوم مرگ مادرشان ساعت یک بامداد جمعه 14 شهریور حدود3000 پیام مشترک بین وخودراپاک کردندومرا هم بلاک گردندوهنوزم رفع مسدودی نکرده اندوشنه 15 شهریورهم وام واریزنشدوقرض خودراه ادا نکردند ومن 16 شهریوردرمشهد دفتر خدمات الترونیک قضایی شکایت کرده ام واقای کجری اولکه تلفنش را پیدانمودم جواب ندادولی بعد ازدریافت پیام من نوشت: چقدر اشتباهی واریزکردی تابرات واریز کنم وقتی موضوع ومبلغ رابراش نوشتم .نوشت: نه ظاهردارید ونه باطن -هنه ادعاهای شما بیجاست. درجواب پیام مفصل سوم من-نوشت: من از این حرفها سردرنمی آورم واون خانم وبرادرش راهم نمی شناسم.درجواب پیام چهارم من نوشت:بروشکایت کن ببینیم کی محکوم میشود ودر جواب پیام پنجم من نوشت: وای آز آن دم که کینه برخیزد.بعد چندروز بلاکم کردوسپس بعدازچندروزنوشت:خوب حالا این پرینت پولهایی که به حساب ماریخته اید برام بفرست ببینم چقدره وچه جوریه وسپس باز مرا مسدودکرد اماچندروز بعد دوبازنگ زدوگفت اقاکلاه سرت رفته.نچرخ - پیداش نمی کنی وبه منهم زنگ نزن واما برادرخانم فتحی که عکس خواهرش درسایت وام دهی موجود است ولی کلکهاراهمه اقامحمد فتحی بکار می بردودرچندین جا ازهمان سیستم که مثلا خواهرش مدیرواریزی بودبه من پیامدادهکه اقا منبرادرخانم فتحی هستمزودنر این هشت تومانرابزن وکلک بکن تا خواهرم وام تو نیم ساعته بریزدودرچند جای دیگر که میخواستند ده میلیون به بهانه کنسلی بگیرند باز نوشته ازهمان سیستم که دونفر باهم پیام میدادندکه45200000
سلام.اخیرا یک خواهر وبرادرکه مدعی بودند وام فوری وبدون ضامن دوزه باسود 4 درصد به مشتریانبه مدت 5تا 12 سالمیدهتد ودرشب 30 مرداد با بنده ارتباط بر قرارکردند وهمه مدارک لازم اعم ازدوکارت دوبانک وشماره شیای مربوطه وارت ملیو آدرس کامل خانه ومحل سکونت راازمن گرفتند وده میلیون تومان هم گفتند به کارت :-بنام فرنگ کجری دربانک سامان-واریزکن که من ده تومانرا در لحظه واریزکردم ووقتی پرسیدم این کارت بنام شما نیست خانم فتحی که با همکاری برادرش محمد پشت سیستم پیام میداد گفت ایشان -سرمایه گذار شرکت ومدیرکل موسسه هستندوقرار شد درشنبه اول شهریور به من -مبلغ سیصد میلیون تومان-وام بدهن6219861993968428د-خلاصه این دونفرکه خواهروبرادر باهم پیام می فرستادندوسه هزار پیام آنها در گوشی من در چند جا ذخیره شده است درطول 12 روزودر 7 روز تا12 شهریور مبلغ:62200000-تومان با ترفندهای مخلف در 18 تراکنش ازمن ول با کارت فوق گرفتند که 17000000-تومان آخرا به عنوان قرض برای هزینه قبرکن وکفنودفن مادرشان در 11و12شهریوریعنی سه شنبه وچهار شنه با هزار خواهشوالتماس به اصطلاح قرضیگرفتندکه مثلا آبروی آنها درخطراستوکارشان گیرداره وفردای بعد ازدفن مادرشان باسیصدمیلیونوام به من برمیگردانندوالبه 45200000تومان قبلی را درشب سی ام مردادوشنبه اول شهریورودوشنه سوم شهریوروچهارشنبه 5 شهریورگرفته بودندکه تا اینجاشدهبو35200000 تومانوده میلیون هم درشب 9 شهریور به عنوان کنسلی گرفتندوبهانه گردند که کارت صادرات شما وام قبول نمیکندوبایدبه کارت بانک دی وام رابریزیم ودرنتیجه ده میلیون تومان شمابایدبابت کنسلی پرداخت کنیدوبنده10000000:تومانرا واریزکرده که بابت وام شد:چهل وپنج میلیونودویست هزارتومانوبا هفده میلیونی که برای کارهای مربوط به خاکسپاری مادرشان گرفتندتا عصر12 شهریورشد62200000:غروب 12 شهریورهمپیام دادند مادرمانرا بخاک سپردیم ومنآن شب برای مادرشان نماز شب اول قبرخواندم ووقتی شب پیام دادند از من تشکرکردن وقبلاهم که هفت میلیون آخر رابرای هزینه آمبولانس یرای شتواریزکردم هم ضمن تشکر نوشتند : دمت گرم خیلی مردی اماشب دوم مرگ مادرشان ساعت یک بامداد جمعه 14 شهریور حدود3000 پیام مشترک بین وخودراپاک کردندومرا هم بلاک گردندوهنوزم رفع مسدودی نکرده اندوشنه 15 شهریورهم وام واریزنشدوقرض خودراه ادا نکردند ومن 16 شهریوردرمشهد دفتر خدمات الترونیک قضایی شکایت کرده ام واقای کجری اولکه تلفنش را پیدانمودم جواب ندادولی بعد ازدریافت پیام من نوشت: چقدر اشتباهی واریزکردی تابرات واریز کنم وقتی موضوع ومبلغ رابراش نوشتم .نوشت: نه ظاهردارید ونه باطن -هنه ادعاهای شما بیجاست. درجواب پیام مفصل سوم من-نوشت: من از این حرفها سردرنمی آورم واون خانم وبرادرش راهم نمی شناسم.درجواب پیام چهارم من نوشت:بروشکایت کن ببینیم کی محکوم میشود ودر جواب پیام پنجم من نوشت: وای آز آن دم که کینه برخیزد.بعد چندروز بلاکم کردوسپس بعدازچندروزنوشت:خوب حالا این پرینت پولهایی که به حساب ماریخته اید برام بفرست ببینم چقدره وچه جوریه وسپس باز مرا مسدودکرد اماچندروز بعد دوبازنگ زدوگفت اقاکلاه سرت رفته.نچرخ - پیداش نمی کنی وبه منهم زنگ نزن واما برادرخانم فتحی که عکس خواهرش درسایت وام دهی موجود است ولی کلکهاراهمه اقامحمد فتحی بکار می بردودرچندین جا ازهمان سیستم که مثلا خواهرش مدیرواریزی بودبه من پیامدادهکه اقا منبرادرخانم فتحی هستمزودنر این هشت تومانرابزن وکلک بکن تا خواهرم وام تو نیم ساعته بریزدودرچند جای دیگر که میخواستند ده میلیون به بهانه کنسلی بگیرند باز نوشته ازهمان سیستم که دونفر باهم پیام میدادندکه45200000
فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بعد از پیمبر شد
مگر آن گفته های شاه خاتم رفته از گوشت که بعد ازرحلت او فاطمه از غم مکدر شد
بگفت احمد مکرر فاطمه بضعه منی چرانسبت به او پس ظلمها زامت مکررشد
همان زهرا که احمد زاحترامش گفت با امت دریده نامه ی ارثش زخصم شوم کافر شد
نخشکیده هنوز از آب غسل شاه خاتم کفن که نار ظلم در باب سرایش شعله آور شد
دل بشکسته اش اورا نبود بس در غم بابش که پهلویش شکسته آن چنان از ضربت در شد
نبود بس سینه اش را ناله های جانگداز غم که آزرده زمیخ در زاعدای ستمگر شد
نبود بس تیرگی روز در چشمش زهجر باب که نیلی آنچنان از سیلی آن رخسار انور شد
زضرب تازیانه دشمن دین بازویش راخست مصیبت دیده ای را تسلیت آنسان مقرر شد
چرا حبل جفا بر گردن حبل المتین بستند چرزا مغلوب دست روبه دون ،شیر داور شد
قضا بر بست دست شیر حق را ورنه در آندم کجاروبه ، رها از دست ضرغام غضنفر شد
ز لطف مرتضی و آل پاک اوست کاندر طوس بدوران مرثیه خوانی ، مدامی شغل (آذر) شد .
اثر طبع آذر خراسانی -به نقل از جلد اول دیوان آذر -صص-55-56 -چا پ سوم -1348 شمسی انتشارات طوس----
فلک دانی چه ظلمی از تو برزهرای اطهر شد چه بیدادی زتو بر فاطمه بعد از پیمبر شد
مگر آن گفته های شاه خاتم رفته از گوشت که بعد ازرحلت او فاطمه از غم مکدر شد
بگفت احمد مکرر فاطمه بضعه منی چرانسبت به او پس ظلمها زامت مکررشد
همان زهرا که احمد زاحترامش گفت با امت دریده نامه ی ارثش زخصم شوم کافر شد
نخشکیده هنوز از آب غسل شاه خاتم کفن که نار ظلم در باب سرایش شعله آور شد
دل بشکسته اش اورا نبود بس در غم بابش که پهلویش شکسته آن چنان از ضربت در شد
نبود بس سینه اش را ناله های جانگداز غم که آزرده زمیخ در زاعدای ستمگر شد
نبود بس تیرگی روز در چشمش زهجر باب که نیلی آنچنان از سیلی آن رخسار انور شد
زضرب تازیانه دشمن دین بازویش راخست مصیبت دیده ای را تسلیت آنسان مقرر شد
چرا حبل جفا بر گردن حبل المتین بستند چرزا مغلوب دست روبه دون ،شیر داور شد
قضا بر بست دست شیر حق را ورنه در آندم کجاروبه ، رها از دست ضرغام غضنفر شد
ز لطف مرتضی و آل پاک اوست کاندر طوس بدوران مرثیه خوانی ، مدامی شغل (آذر) شد .
اثر طبع آذر خراسانی -به نقل از جلد اول دیوان آذر -صص-55-56 -چا پ سوم -1348 شمسی انتشارات طوس----
-البش که عیان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ی عصمت رخ جانان آمد
سر زد ازبرج نبوت مه رخشنده ی دین روشن از نور رخش عالم امکان آمد
دختر ختم رسل هادی کل ،شاه سبل از پس پرده عیان چون مه کنعان آمد
دسته دسته ملک از عالم بالا بزمین بهر دیدار رخش خرم وخندان آمد
عزت وفضل وشرافت بنگر زامر خدا سوی زهرا زجنان حوری وغلمان آمد
ساره وآسیه ومریم وکلثوم زبهشت از پی خدمت آن زهره ی تابان آمد
آنچنان نور رخ دخت نبی جلوه نمود که قصور همه ی مکه نمایان آمد
نه همین مکه منور شده از طلعت او زسما ـابسمک یکسره رخشان آمد
شده از مکه همان نور نمایان که بطور سالهادر طلبش موسی عمران آمد
بهر این نور که در صلب خلیل الله بود نارنمرود به یک لحظهگلستان آمد
گر نبردی بزبان نوح نبی نامش را کی نجات از یم وگرداب وزطوفان آمد
یوسف مصر گراین نام نخواندی بزبان کینجاتش زچه وگوشه ی زندان آمد
چون نیاید زازل تابه ابد همتایش همسرش شیر خدا حامی قر آن امد
زین دودریای فضیلت که بهم شد واصل خارخ از ایندو نکو لولوء و مرجان آمد
نه همین ام ابیها نبی اش خوانده زحق ام فضل ،ام کتاب ، ام امامان آمد
شب مولود مهین دخت نبی فاطمه شد عرش پرنور شد وفرش چراغان آمد
تاکه تبریگ بگوید بجهان شیعه {کربلایی} زسوی نوحه سرایان آمد
اثر طبع شاد روان نادعلی کربلایی-پدر سه شهید -به نقل ازارمغان کربلا کتاب سوم -ص63-64--انتشارات خزر -بوذرجمهری سابق (15 خرداد)- ----البشارت که عیان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ی عصمت رخ جانان آمد
سر زد ازبرج نبوت مه رخشنده ی دین روشن از نور رخش عالم امکان آمد
دختر ختم رسل هادی کل ،شاه سبل از پسرده عیان چون مه کنعان آمد
دسته دسته ملک از عالم بالا بزمین بهر دیدار رخش خرم وخندان آمد
عزت وفضل وشرافت بنگر زامر خدا سوی زهرا زجنان حوری وغلمان آمد
ساره وآسیه ومریم وکلثوم زبهشت از پی خدمت آن زهره ی تابان آمد
آنچنان نور رخ دخت نبی جلوه نمود که قصور همه ی مکه نمایان آمد
نه همین مکه منور شده از طلعت او زسما ـابسمک یکسره رخشان آمد
شده از مکه همان نور نمایان که بطور سالهادر طلبش موسی عمران آمد
بهر این نور که در صلب خلیل الله بود نارنمرود به یک لحظهگلستان آمد
گر نبردی بزبان نوح نبی نامش را کی نجات از یم وگرداب وزطوفان آمد
یوسف مصر گراین نام نخواندی بزبان کینجاتش زچه وگوشه ی زندان آمد
چون نیاید زازل تابه ابد همتایش همسرش شیر خدا حامی قر آن امد
زین دودریای فضیلت که بهم شد واصل خارخ از ایندو نکو لولوء و مرجان آمد
نه همین ام ابیها نبی اش خوانده زحق ام فضل ،ام کتاب ، ام امامان آمد
شب مولود مهین دخت نبی فاطمه شد عرش پرنور شد وفرش چراغان آمد
تاکه تبریگ بگوید بجهان شیعه {کربلایی} زسوی نوحه سرایان آمد
اثر طبع شاد روان نادعلی کربلایی-پدر سه شهید -به نقل ازارمغان کربلا کتاب سوم -ص63-64--انتشارات خزر -بوذرجمهری ارت
-البش که عیان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ی عصمت رخ جانان آمد
سر زد ازبرج نبوت مه رخشنده ی دین روشن از نور رخش عالم امکان آمد
دختر ختم رسل هادی کل ،شاه سبل از پس پرده عیان چون مه کنعان آمد
دسته دسته ملک از عالم بالا بزمین بهر دیدار رخش خرم وخندان آمد
عزت وفضل وشرافت بنگر زامر خدا سوی زهرا زجنان حوری وغلمان آمد
ساره وآسیه ومریم وکلثوم زبهشت از پی خدمت آن زهره ی تابان آمد
آنچنان نور رخ دخت نبی جلوه نمود که قصور همه ی مکه نمایان آمد
نه همین مکه منور شده از طلعت او زسما ـابسمک یکسره رخشان آمد
شده از مکه همان نور نمایان که بطور سالهادر طلبش موسی عمران آمد
بهر این نور که در صلب خلیل الله بود نارنمرود به یک لحظهگلستان آمد
گر نبردی بزبان نوح نبی نامش را کی نجات از یم وگرداب وزطوفان آمد
یوسف مصر گراین نام نخواندی بزبان کینجاتش زچه وگوشه ی زندان آمد
چون نیاید زازل تابه ابد همتایش همسرش شیر خدا حامی قر آن امد
زین دودریای فضیلت که بهم شد واصل خارخ از ایندو نکو لولوء و مرجان آمد
نه همین ام ابیها نبی اش خوانده زحق ام فضل ،ام کتاب ، ام امامان آمد
شب مولود مهین دخت نبی فاطمه شد عرش پرنور شد وفرش چراغان آمد
تاکه تبریگ بگوید بجهان شیعه {کربلایی} زسوی نوحه سرایان آمد
اثر طبع شاد روان نادعلی کربلایی-پدر سه شهید -به نقل ازارمغان کربلا کتاب سوم -ص63-64--انتشارات خزر -بوذرجمهری سابق (15 خرداد)- ----البشارت که عیان مهر فروزان آمد ظاهر از پرده ی عصمت رخ جانان آمد
سر زد ازبرج نبوت مه رخشنده ی دین روشن از نور رخش عالم امکان آمد
دختر ختم رسل هادی کل ،شاه سبل از پسرده عیان چون مه کنعان آمد
دسته دسته ملک از عالم بالا بزمین بهر دیدار رخش خرم وخندان آمد
عزت وفضل وشرافت بنگر زامر خدا سوی زهرا زجنان حوری وغلمان آمد
ساره وآسیه ومریم وکلثوم زبهشت از پی خدمت آن زهره ی تابان آمد
آنچنان نور رخ دخت نبی جلوه نمود که قصور همه ی مکه نمایان آمد
نه همین مکه منور شده از طلعت او زسما ـابسمک یکسره رخشان آمد
شده از مکه همان نور نمایان که بطور سالهادر طلبش موسی عمران آمد
بهر این نور که در صلب خلیل الله بود نارنمرود به یک لحظهگلستان آمد
گر نبردی بزبان نوح نبی نامش را کی نجات از یم وگرداب وزطوفان آمد
یوسف مصر گراین نام نخواندی بزبان کینجاتش زچه وگوشه ی زندان آمد
چون نیاید زازل تابه ابد همتایش همسرش شیر خدا حامی قر آن امد
زین دودریای فضیلت که بهم شد واصل خارخ از ایندو نکو لولوء و مرجان آمد
نه همین ام ابیها نبی اش خوانده زحق ام فضل ،ام کتاب ، ام امامان آمد
شب مولود مهین دخت نبی فاطمه شد عرش پرنور شد وفرش چراغان آمد
تاکه تبریگ بگوید بجهان شیعه {کربلایی} زسوی نوحه سرایان آمد
اثر طبع شاد روان نادعلی کربلایی-پدر سه شهید -به نقل ازارمغان کربلا کتاب سوم -ص63-64--انتشارات خزر -بوذرجمهری ارت

































.jpg)





